قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5013

تاريخ الفي ( فارسى )

از بند بيرون آورده رعايت كردند و بر قرايوسف پانصد سوار به اندك وقتى جمع شد و سلطان احمد چندان جمعيت نداشت . و امراى شام سلطان احمد را چون لشكر نداشت ، در شام گذاشته قرايوسف را همراه گرفته به جنگ ملك ناصر روان شدند . در سعيديه امراى شام بر مصريان شبيخون آورده سلطان را شكست دادند و تمام اموال مصريان به دست شاميان افتاد و سلطان مصر پريشان و بىسامان به مصر گريخت . و امراى شام چون كارى چنين عظيم از پيش بردند ، تعاقب سلطان را فراموش كرده با يكديگر در سر پادشاهى نزاع كردند و بدين جهت آهسته‌آهسته به طرف مصر روان شدند . جكم با خود قرار سلطنت داده بود و ديگران قبول نداشتند . و سلطان مصر بار ديگر چون اندك فرصتى يافت ، بار ديگر جمعى را سامان كرده يراق داد و حصارى شد . و امراى شام در بيرون قاهره فرود آمدند . و يك روز از صباح تا پيشين جنگ شد . و امير يلبغاى ناصرى و اسنباى « 1 » ، امير ميسرهء لشكر شام به جانب سلطان آمدند و بدين جهت امرا با يكديگر بدگمان شده جمعى عزيمت شام نمودند و جمعى به قاهره درآمده پنهان شدند . و لشكرى به آن كثرت و سامان به جهت بىاتفاقى ، بىجنگ ، در يك روز متفرق شد و جكم و امير شيخ و قرايوسف و جمعى ديگر به شام گريختند و يشبك و جمعى كه با او متفق بودند ، چون از جكم آزرده‌خاطر بودند ، در قاهره پنهان شدند . و سلطان مراسم شكرگزارى به تقديم رسانيد و از قلعه بيرون آمده يك بار ديگر در حكومت مستقل ، و امير نوروز حافظى را كه از امراى شام جدا شده بود و نزد او آمده ، حكومت شام را به او داد و به دفع امير شيخ و همراهان فرستاد . و بكتمر جلّق « 1 » را حكومت صفد داد و [ على ] سلامش حاجب را نايب غزه كرد . و جكم و شيخ و قرايوسف با پانصد سوار كه اكثر ايشان تركمان قرايوسف بودند ، به حال پريشان به شام آمدند . و سلطان احمد در حال غيبت ايشان از شام به ولايت خود گريخته بود و امير شيخ منازل امراى [ ى ] كه همراه او به مصر رفته و از آنجا به سلطان ناصر ملحق شده بودند تاراج نمود و فى الجمله سامانى پيدا كرد . و احوال حلب آن است كه چون حاكم حلب از آنجا به شام آمد و به جنگ ناصر به مصر رفت ، مردم قلعهء حلب [ 528 الف ] اظهار متابعت ملك ناصر كردند و يونس « 2 » حافظى كه در قلعه بود قلعه را محكم كرده و عجل بن نعير عرب و تركمانان همسايهء حلب ولايت حلب را متصرف شده بر يكديگر قسمت كردند . و ملك ناصر بعد از فتح امير علّان « 3 » [ يحياوى ] را به نيابت حلب نامزد فرمود و امير شيخ از شام ايلچيان به مصر فرستاده طلب عفو نمود . سلطان

--> ( 1 ) . ق : حلاف . ( 2 ) . نسخ : تولى . ( 3 ) . ق : عملان .